تبليغاتX
آدم و حوا
روز ششم
آدم حوا اینبار در زمین

چه سکوتی

راها جاده ها خاکها سنگها دریاها

چه قدر دیگر باید سپری شود

مقصد کجاس!

باز هم  فرشته

مسیر را یافتند نشانه ها را هم!

خانه ای باغی دست رنجی کاری.

گندمزاری به وسعت اقیانوس به زردی خورشید و به تازگی گلها!

راهها را یافتند اما نه تمامی انهارا!

 

 

 

روز پنجم!
زندگی در زمین

غذا؟میوه های شیرین بهشت؟!

زمینهای خشک !بیابانها!

تنهایی!

آسمانی کوتاه!

آغاز ای کاشها!تولدی برای آرزو ها!

زندگی زمینی چیست؟

چه طور باید زندگی کرد؟!

حوا/آدم/سیب/بهشت/خاک/....

روز چهارم
دستهایش را بالا برد

خداوندا ...

بارالها..

اشکهایشان سرازیر شد

فرشته به زمین امد یاد داد

توبه   را

دستهایشان را....

توبه می...

توبه ..

خداوند

کوهها را به هم نزدیک کرد دریاها را به هم رساند و

آدم   اینبار در کنار حوا بر روی زمین!

زندگی زمینی اغاز شد!

روز سوم
هردو در فکر اند

در حسرت بهشت ..

 چه می شود؟

دیگری کجاست؟

باز همدیگر را می بینند؟

اینبار کجا؟

به یاد می آورد.....

بار اول میان درختان بهشت بود که  حوا را دید!قدم می زد ...

بار اول آدم زیره سایه ی درختی نشسته بود...

حال

 آدم!

حوا!

کجا بود؟

روز دوم
به دور از همند

ادم روی کوهی بلند در دوردست....

حوا کنار دریا در پایین ترین نقطه ی زمین......

دل تنگ است.. حوا یا ادم؟؟؟؟؟؟؟ شاید هردو!

دلتنگ چه چیز؟؟؟؟

بهشت...

خدا..

یا برای هم؟؟؟؟؟؟؟؟؟..

کپي رايت :نقل تمام يا بخشی از مطالب تنها با كسب اجازه از نويسنده مجاز است. تقلید از طرح قالب وبلاگ ممنوع است.

Designed by: yek7om | Powered by: blogfa | Translate for blogfa : ITblog